جنبش

باید روزی بیاید که همه شمشیر‌ها قلم بشود...

جنبش

باید روزی بیاید که همه شمشیر‌ها قلم بشود...

جنبش

...تا وقتی که کامل نشدی هیچ وقت حال تو خوب نمی شود تازه وقتی هم که به کمال رسیدی باوجوداین همه نا عدالتی که می بینی حالت بدتر می شود، دنیا جای راحتی نیست باید کارکنید چه حال شما خوب باشد چه خوب نباشد.
تا امام حاکم نشود هیچ چیز درست نمی شود...
ع.ن

آخرین نظرات
نویسندگان

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «انسان شناسی» ثبت شده است

ف.الف
۱۱ دی ۹۴ ، ۱۸:۳۷ موافقین ۴ مخالفین ۰ ۵ نظر


بسمه تعالی

«و هو معکم اینما کنتم»

«و خدای متعال در هرکجا باشید با شماست» حدید/4

مسئله محجوب نبودن مخلوقات از حضرت حق، و محجوب بودن حضرت حق از مخلوقات مسئله‌ی دقیقی است. این حقیقت که حضرت حق به همه‌ی اشیاء و مخلوقات احاطه دارد و چیزی از او غایب نیست یک حقیقت مسلم قرآنی و عقلی است و این بدین معنی است که چیزی حاجب احاطه‌ی او به موجودات نیست. گاهی اینگونه گفته میشود که فلان موجود از خدا محجوب است؛ مقصود از این تعبیر محجوب بودن آن از خدا نیست، محجوب بودن خدا از آنست.

آیات قرآن با صراحت کامل به این موضوع اشاره میکنند:

إِنَّ اَللّهَ لا یَخْفی عَلَیْهِ شَیْ ءٌ فِی اَلْأَرْضِ وَ لا فِی اَلسَّماءِ

«حقیقت اینست که چیزی در زمین و آسمان بر خدا متعال مخفی و پوشیده و محجوب نیست» آل عمران/5

عقل و استدلال، حضرت حق را به عنوان مبدأ و وجود هستی که همه موجودات از او سرچشمه میگیرند و به او قوام می‌یابند می‌پذیرد. عقل و برهان وقتی در ذات هر شئ و در متن وجود امکانی آن به‌دقت می‌پردازد، در ذات و متن وجود او وابستگی و فقر به مبدأ وجود را می‌بیند و مبدأ وجود را در متن ذات همان شئ به صورت قوام دهنده به آن که محیط بر آن و حاضر در آن و حافظ ذات آن‌ست مشاهده می‌کند.

اینجاست که این سؤال در ذهن اهل ذوق و ادب نقش میبندد که وقتی چیزی از خدای متعال محجوب نیست و او به همه چیز احاطه دارد، چگونه این اشیاء و موجودات به او علم ندارند و در غفلت هستند؟ چگونه او محیط به ذوات همه اشیاء هست و با همه‌ی اشیاء هست و با این همه محجوب از آن‌هاست؟

سعدی اینچنین میگوید:

دوست نزدیک‌تر از من به من است              وین عجب تر که من از وی دورم

چه کنم با که توان گفت که دوست             در کنــار مـن و مـن مهجـــورم

یا حضرت مولانا میفرمایند:

ما ز خود سوی تو گردانیــم سر                     چـــون تویی از ما به ما نزدیک تـر
با چــنین نزدیکیئی دوریـم دور                      در چنـین تاریکیئی بــفــرست نـور

اگر دقت را عمیق‌تر بکنیم به این نتیجه می‌رسیم که چیزی بین او و ذات اشیاء فاصله و حجاب نیست و اگر او از اشیاء و موجودات محجوب است، به جهت وجود چیز دیگری که فاصله و حجاب باشد نیست، زیرا که چنین فا صله و حاجبی وجود ندارد، بلکه به جهت وجود فاصله و حجابی است که در خود اشیاء است و به خود آن‌ها برمیگردد.

فاصله و حجابی که در ذات خود اشیاء است و خدای متعال را محجوب از آن‌ها می‌کند، همان حدود ذاتی اشیاء و همان رنگ خودی آن‌هاست.


لیس بینه و بین خلقه حجاب غیْر خلقه

«حجابی نیست بین خدا متعال و بین خلق او غیر از خلق او»

امام موسی‌بن‌جعفر سلام الله علیهما / حدیث

 

در این بیان با صراحت کامل اشاره شده‌است که حجابی بین خدای متعال و مخلوق او نیست جز خود مخلوق! و این رنگ خودی مخلوق است که تنها حجاب بین پروردگار و مخلوق اوست. 

میان عاشــق و معشـوق هیــچ حـائل نیست             تو خود حجـاب خودی حافظ از میان برخیز

(حافظ)

----------------

با دوست، ما نشسته که ای دوست، دوست کو؟          کو کو همی زنیم ز مسـتی به کــوی دوســت

(مولانا)


     فرشاد اشتری               

9 مهر 1394               

برگرفته از کتاب مقالات استاد شجاعی

طرح و گرافیک برگرفته از عهد قلم  

 

ف.الف
۰۹ مهر ۹۴ ، ۱۱:۵۹ موافقین ۱۲ مخالفین ۰ ۱۰ نظر

در بحث شکل گیری تمدن ، یکی از مصادیق آن "خانواده" است.

تفریحات یکی از عناصر پایداری خانواده است. تفریحات جزو بخش محتوایی یک تمدن است. (تمدن دارای 2بخش محتوایی ، نمودی است. بخش نمودی، نماد و موجودیت یک تمدن است مانند:علم،اختراع،سیاست،اقتدار ملی و... .بخش محتوایی آن مانند:نوع زیستن،چگونگی مدیریت خانواده،چگونی زیستن و ...)

مولای متقیان ، علی (ع) ، میفرمایند :" مؤمن وقت خود را به سه بخش تقسیم میکند : عمران دنیا ، عمران آخرت ، امرار معاش. " امرار معاش برای رسیدگی به عمران دنیاست. اگر امرار معاش صرفا برای پر کردن شکم باشد میشود شکمبارگی مانند چهارپایان که وقت خود را صرف خوردن و چریدن میکنند. امرار معاش انسان باید وسیله رساندن روح و جسم به تعالی باشد.

ف.الف
۰۲ فروردين ۹۴ ، ۲۳:۲۵ موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲ نظر
" چون کلمه انسان را به کار بردیم به ما میگویند اومانیسم ! "
مگر اسلام به غیر از انسان است ؟ یک مکتب در عالم ، انسانی است و آن اسلام است .
در دنیا مکتبی هست به نام اومانسیم که اصالت به انسان میدهد و معنای آن انسان گرایی است و در پاسخ به رفتار کلیسا به وجود آمد. کلیسا به نام خدا چماغ برداشت و بر سر انسان زد نه برای خدا ، بلکه برای حاکمیت خودشان . انسان از کلیسا فرار کرد اما اینبار از آن لبه افتاد و گفت : انسان حق است نه خدا . اگر میخواهیم آزاد زندگی کنیم باید خدا را بگذاریم کنار . هم کلیسا و هم اومانیسم معتقدند که انسان و خدا تقابل دارند . اگر بخواهیم انسان را تکریم کنیم باید خدا را بگذاریم کنار و اگر بخواهیم خدا را تکریم کنیم انسان را باید بگذاریم کنار !
ف.الف
۱۵ بهمن ۹۳ ، ۰۱:۴۰ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱ نظر

بودن انسان در مراتب هستی به چه معناست و فلسفه وجودی عالم در رابطه با آدم چگونه است؟

موضوع بهشت اولیه آدم یک قصه نیست . قرآن یک کتاب هدایت است ؛ نه یک کتاب قصه !

 

هر آن نقشی که بر صحرا نهادیم

تو زیبا بین که ما زیبا نهادیم

  

چو آدم را فرستادیم بیرون

جمال خویش بر صحرا نهادیم

-------------------------------------------------------------------------------------

 

 

 

 

ف.الف
۰۳ آذر ۹۳ ، ۰۷:۳۸ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲ نظر