جنبش

باید روزی بیاید که همه شمشیر‌ها قلم بشود...

جنبش

باید روزی بیاید که همه شمشیر‌ها قلم بشود...

جنبش

...تا وقتی که کامل نشدی هیچ وقت حال تو خوب نمی شود تازه وقتی هم که به کمال رسیدی باوجوداین همه نا عدالتی که می بینی حالت بدتر می شود، دنیا جای راحتی نیست باید کارکنید چه حال شما خوب باشد چه خوب نباشد.
تا امام حاکم نشود هیچ چیز درست نمی شود...
ع.ن

آخرین نظرات
نویسندگان

چرا اگر بگوییم "انسان" ، میشویم اومانیسم !

چهارشنبه, ۱۵ بهمن ۱۳۹۳، ۰۱:۴۰ ق.ظ
" چون کلمه انسان را به کار بردیم به ما میگویند اومانیسم ! "
مگر اسلام به غیر از انسان است ؟ یک مکتب در عالم ، انسانی است و آن اسلام است .
در دنیا مکتبی هست به نام اومانسیم که اصالت به انسان میدهد و معنای آن انسان گرایی است و در پاسخ به رفتار کلیسا به وجود آمد. کلیسا به نام خدا چماغ برداشت و بر سر انسان زد نه برای خدا ، بلکه برای حاکمیت خودشان . انسان از کلیسا فرار کرد اما اینبار از آن لبه افتاد و گفت : انسان حق است نه خدا . اگر میخواهیم آزاد زندگی کنیم باید خدا را بگذاریم کنار . هم کلیسا و هم اومانیسم معتقدند که انسان و خدا تقابل دارند . اگر بخواهیم انسان را تکریم کنیم باید خدا را بگذاریم کنار و اگر بخواهیم خدا را تکریم کنیم انسان را باید بگذاریم کنار !
ما نمیتوانیم بگوییم انسان محور عالم نیست . ما میگوییم انسان محور عالم است چرا که خدا انسان را محور عالم قرار داده و عالم را برای انسان آفریده . ما به اومانیسم میگوییم تو نمیتوانی بگویی انسان محور عالم است ، چون انسانی که تو معرفی میکنی موجودی ضعیف است که شناسنامه ای ندارد . آن انسانی که تو میگویی انسان لذت طلب و موقت و کوچک و گذراست که بر سر اینکه به یک گوشه از جهان تسلط پیدا کند با دیگر انسان ها هم میجنگد و نتیجه تفکر اومانیستی تسلط انسان بر انسان است . دنیای امروز اگرچه اومانسیم در آن رشد کرده و گسترده شده و چندسال است که فرهنگی برجسته است اما معنایش این نیست که مردم دنیا ماتریالیسم(از مشتقات اومانیسم) هستند . مردم در دنیا بر اساس فطرت هایشان خداجو هستند . مردم دنیا اگر انسان را اصیل میدانند ، تفکر انحرافی و غلطی ندارند . باید همینطور باشد . چه موجودی در دنیا از انسان مهمتر است ؟! مردم دنیا موحدند و مؤمن به خدا هستند . چه چیزی به آنها عرضه شده ؟! به میزانی که دین به آنان عرضه شده و فطرتی که در باطن آنهاست به خدا مرتبط شده اند . پس ما باید ابعاد اومانیسم را بررسی کنیم و آن چیزی را که مغایر با معرفت و فرهنگ توحیدی است را رد کنیم .
در نظر ما مکاتب امروزی اقتصادی دنیا که مبتنی بر لیبرالیسم اند ، مردود اند . چون آن مکاتب انسان را یک موجود پست میدانند که باید نقدا منافع اقتصادی اش را تأمین کنند . پس چنین انسانی که تحت این مکتب بار می آید یک آدم نقدطلب ، دنیاطلب و لذت طلب است . مشکلات اقتصادی امروز دنیا نیز ریشه اش در همین دارد . چون تعریفی که از انسان کرده اند تعریف غلطی است . آن تعریف غلط نمیتواند مأموریت داشته باشد که صلح جهانی را برقرار کند و چشم آدم ها را باز کند .
تکلیف ما اینست که تبیین کنیم . چگونه تبیین کنیم ؟ ما هم باید بگوییم محور عالم انسان است و خدا انسان را محور عالم قرار داده است . خود خداوند بنی آدم را تکریم کرده و او را بر تمام موجودات افضلیت داده .
تاریخ اشکالش اینست که هرجا حرف پیامبران را نخواندند ضربه خورد . ما باید به دنبال مدیریت الهی باشیم . پیامبران آمدند اما اکثریت قاطعشان مدیریت و اقتصاد و سیاستی در اختیارشان نبود . صاحت انبیاء از اتهامات پاک است . نه آنکه انبیاء قدرت مدیریت نداشتند . 

نظرات  (۱)

«إِنَّ الْوُصُولَ إِلَى اللّهِ عَزَّوَجَلَّ سَفَرٌ لا یُدْرَکُ إِلاّ بِامْتِطاءِ اللَّیْلِ.»:
 وصول به خداوند عزّوجلّ، سفرى است که جز با عبادت در شب حاصل نگردد.                                                     

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">