جنبش

باید روزی بیاید که همه شمشیر‌ها قلم بشود...

جنبش

باید روزی بیاید که همه شمشیر‌ها قلم بشود...

جنبش

...تا وقتی که کامل نشدی هیچ وقت حال تو خوب نمی شود تازه وقتی هم که به کمال رسیدی باوجوداین همه نا عدالتی که می بینی حالت بدتر می شود، دنیا جای راحتی نیست باید کارکنید چه حال شما خوب باشد چه خوب نباشد.
تا امام حاکم نشود هیچ چیز درست نمی شود...
ع.ن

آخرین نظرات
نویسندگان

مبانی اعتقادی-معرفتی ولایت فقیه

دوشنبه, ۱۳ بهمن ۱۳۹۳، ۱۲:۵۷ ق.ظ
در بحث زندگی انسان و تمدن و حیاتی که خدا برای ما انتظار دارد و می پسندد ، یکی از ارکان آن مبحث ولایت است . ولایت محور تمام مسائل است . این مبحث بسیار اهمیت دارد و در قرآن و روایات ولایت بسیار تأکید شده . آنجا که میفرمایند : هرکس که ولایت ائمه را نپذیرد ، 70 سال روزه بگیرد و نماز بخواند و نماز شب به جا آورد عباداتش پذیرفته نمیشود . این مباحث احساسی نیست .اشخاصی هستند که تعصبی هستند و فکر میکنند که فقط خودشان می روند به بهشت ! علی علیه السلام گفتند اگر کسی اینطور باشد از ما نیست .

ولایت یعنی چه ؟
مهم ترین مفهوم ولایت سرپرستی و حکومت است . حکومت به معنای وسیع آن یعنی حاکمیت یک حقیقت بر همه ارکان زندگی بشر . پس بلندترین معنای ولایت سرپرستی و حاکمیت است .
معانی زیاد دیگری دارد . مثلا محبت به این معنی که حکومت جدای از محبت نیست .
از منظر دیگر ما دو نوع ولایت داریم . یکی ولایت تکوینی و دیگری ولایت تشریعی .
ولایت تکوینی
مفهوم ولایت تکوینی آنست که مربوط به باطن است و مربوط به عالم غیب ، عالم ملکوت ، باطن انسان و ... . یک نوع ولایت تکوینی بیشتر نداریم و آن ولایت الله است یعنی خدا تکوینا سرپرست تمام عالم است . یعنی هر موجودی که خلق شده ، همین وجود او به الله است . اگر در یک لحظه سرپرستی تکوینی خدا بر موجودی قطع شود ، آن موجود نیست میشود (نه آنکه میمیرد) . پس هیچ موجودی نیست که تحت ولایت الله نباشد . مثلا حتی ابلیس وجود او به این وابسته است که الله او را نگه دارد و سرپرستی کند . مثلا روح انسان به الله است و وجودش از اوست و برای مثال همچنین تمام مادیات .
در دعای کمیل اینگونه به خدا میگوییم : من از حکومت تو نمیتوانم فرار کنم و کجا میتوانم بروم که تحت حاکمیت تو نباشم ؟! مثلا ابلیس بگوید من تحت ولایت الله نیستم . این فقط در حد حرف است . اگر حاکمیت تکوینی برداشته شود ابلیس عدم میشود .
ولایت تکوینی مخصوص خود خداست و هیچ موجود دیگری دارای آن نیست ، مگر آنکه از طریق خود خدا آن مقام را پیدا کنند . انبیاء و اولیاء و آن کسانی که به کمال میرسند از سوی خود خدا این مقام را یافته اند . هدف خلقت نیز همین بوده که حاکمیت الله در قلب انسان ظاهر شود و انسان مجاز شود که در کل عالم هستی حاکمیت کند . اگر انسان عبودیت کند ، میتواند کار خدایی کند . کار خدایی یعنی به درجاتی از ولایت تکوینی دست پیدا کند . اراده کند حتی میتواند خلق کند (نه آنکه بسازد) . آن شخصی که به مقام ولایت میرسد هرکاری نمیکند . آن کاری میکند که خدا میخواهد . نمونه کوچک آن شفا دادن بیماری های لاعلاج است . این تصرفی که روح یک انسان کامل در یک جسم انجام میدهد و اراده میکند فلانی خوب شود . عین آنکه کسی اراده میکند فکر کند یا اراده میکند چیزی بسازد.
ولایت تشریعی
ولایتی است که بر موجوداتی جاری میشود که اختیار دارند و صاحب اختیار هستند مانند انسان و جنیان . تشریع یعنی قانون گذاری . یعنی خداوند یک قانونی را تشریع کرده به نام دین که هرکس این دین را بپذیرد و عمل کند ولایت تشریعی الله را پذیرفته است . اگر دین را نپذیرد ولایت تشریعی الله را نپذیرفته است . پس در حوزه ولایت تشریعی می شود یک موجودی ولایت الله را نپذیرد و سرپرستی خدا را بر خودش نپذیرد و بگوید : من میخواهم خودم باشم و من خودم عقل دارم و خودم میخواهم زندگی خودم را بسازم! در بحث تمدن غرب بعد از قرون وسطی همین اتفاق افتاده است . تفکر اومانیستی آنست که تفکر بشر خودبنا شده و میگوید خودم خودم را اداره میکنم . این عینا همان است که میگوید من نمیخواهم تحت ولایت الله باشم . یعنی یک تمدن بر اساس خروج از ولایت الله درست شده است . پس این تمدن ، تمدن سالمی نیست و غیرقابل پذیرش است .
از یک منظر دو نوع ولایت داریم :
ولایت خدا ، ولایت غیر خدا
این دو نوع ولایت در قرآن مطرح شده : اولیاهم الطاغوت
ولایت از این دو نوع خارج نیست و نوع سومی ندارد . ولایت طاغوت میتواند نفس باشد ، یا شیطان ، یا انسان دیگری که طاغی است. پس طاغوت که گفته میشود نباید در ذهن شکل بگیرد "رژیم طاغوت" . رژیم طاغوت یک مصداق است از اندیشه طاغوت
از آن سو ولایت تکوینی دیگر شعبه ای ندارد . یعنی ولایت تکوینی باطل و غیرخدایی نداریم . یعنی شیطان نمیتواند تکوینا در چیزی تصرف کند . برای مثال یک انسان باطل نمیتواند تکوینا تصرف کند زیرا راه رسیدن به ولایت تکوینی پذیرش ولایت تشریعی است . یعنی ولایت تشریعی را میپذیریم تا ولایت تکوینی بر ما ظهور کند .
پس انسان ها دو حالت دارند : یا تحت ولایت الله اند و با روش خدا زندگی میکنند یا تحت ولایت غیر الهی زندگیشان را میگذرانند . حالت سومی وجود ندارد .
باطن ولایت حق چیست ؟
آیه 257 سوره بقره را مورد بررسی قرار می دهیم : اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ ۖ وَالَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ ۗ أُولَٰئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ ۖ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ.
میفرماید : الله ولی کسانی است که ایمان آورده اند ، این افراد از ظلمات به سوی نور می آیند و کسانی که کفر ورزیدند ، اولیاءشان طاغوت است که از نور به ظلمات می رود ...
حال چندین نتیجه میگیریم :
1-      الله ولی و سرپرست کسانی هستند که ایمان دارند و حرف خدا را قبول کرده اند .
2-      الله ولی کسانی نیست که ایمان نیاورده اند (دقیقا ضد قبلی)
3-      کسانی که ولایت خدا را پذیرفتند ، تمام باطنشان از ظلمات و تاریکی ها و گمراهی ها به سوی نور خارج می شود .
چه چیزی میتواند ما را از ظلمت به سوی نور ببرد ؟
جواب ساده است : چیزی که خودش نور باشد . کسی که خودش هدایت نشده ، چطور می تواند ما را هدایت کند ؟!  هدایت روشنایی و خروج از ظلمت ها و گمراهی هاست .پس آنچه که ما را از ظلمات به نور می آورد باید خودش نور باشد . پس باطن ولایت نور است .
چرا اولیاء را درمورد طاغوت جمع است و در مورد حق ، ولی (مفرد) است ؟
چون مانند شریعت حق و باطل که شریعت حق یکی است و شریعت باطل میتواند زیاد باشد ، اولیاء طاغوت بسیار زیاد است و ولی حق تنها یکی است .
4-      جنس ولایت طاغوت ظلمت است زیرا از نور به ظلمت می برد .
5-      ماهیت ولایت حق نور است.
پس مشخص می شود اگر ما ولایت حق را نپذیریم گمراه می شویم . در بحث شریعت گفته شد که انسان بدون شریعت  وجود ندارد . شریعت یعنی زندگی . حتی اگر در جزیره دور افتاده ای هم باشد ، این انسان روح دارد و فکر میکند و شریعت دارد . به همین نسبت که انسان نیاز به شریعت حق دارد ، انسان نیاز به هدایت هم دارد و نیاز به ولایت هم دارد . پس ولایت تشریعی باید در دسترس انسان باشد . در هیچ دوره ای از تاریخ نبوده است که انسان ولایت تشریعی نداشته باشد و همواره دریچه ولایت تشریعی باز است .
اگر نباشد چه می شود ؟!
1-      انسان گمراه میشود .
2-      خدا نمیتواند انسان را مؤاخذه کند .
کل تاریخ سلسله انبیاء و ائمه است و در هیچ جایی قطع نشد . اگر میبینیم از حضرت عیسی تا محمد (ص) هیچ پیامبری نبوده ، به این معنی نیست که هدایتی وجود نداشته . پیامبر نبوده ، جانشینان پیامبر که بوده اند . هر پیامبری اوصیایی داشته . همیشه یا نبی بوده یا وصی یا امام یا جانشینانش . این قاعده الهی است . انسان آمده در این دنیا تا هدایت شود . پس دریچه هدایتی باید باشد . امکان ندارد که دریچه هدایت تشریعی بسته باشد . این با عدل و حکمت و لطف خدا سازگار نیست . لطف خدا به بشر اقتضا میکند هدایت همیشه در دسترس باشد .
اما معمولا هدایت پذیرفته نمیشود . ولایت هست اما خیلی ها نمی پذیرفتند . انبیاء بودند اما خیلی ها پذیرا نبودند . حضرت نوح 950 سال پیامبر بود . در این 950 سال 8 نفر به او ایمان آوردند ! هر 100 سال 1 نفر !!! ولایت تشریعی در پیامبر ما ظاهر شد اما خیلی ها نپذیرفتند . در امام زمان هم هست . پس ولایت تشریعی باید در دسترس باشد .
در زمان حال ، ما نیز نیاز به ولایت داریم . آیا ولایت تشریعی در دسترس ما هست ؟ قاعدتا باید باشد .
امام مهدی امام آخر است که ما در زمان او هستیم . ولایت تکوینی او بر تمام عالم جاری است . ولایت تشریعی اش هم بر تمام جهان جاری است . در قبل دو شرط گفته شد : 1- ولایت تشریعی همیشه هست و باب آن هیچگاه بسته نیست .  2- در دسترس است .
اولی وجود دارد اما دومی نیست . ما در دورانی هستیم که طی این 1000 سال که ظاهرا ولایت تشریعی در دسترس نیست . اگر بخواهد اینگونه باشد خدا حکمتش زیر سوال میرود . پس نتیجه میگیریم ولایت تشریعی در دوران غیبت هم در دسترس است اما به یک روش خاص .
امام زمان بنا بر مصلحت هایی از دیدگان ما پنهان است . عمده ترین دلیلش آنست که بشر لیاقت امام را نداشت . اثباتش خیلی راحت است : 11 امام قبلی را به راحت کشتیم ! بنابراین آخرین حجت باید حفظ شود . پس خدا گفته باید لیاقت پیدا کنید تا بیاید .
در دوران غیبت دو غیبت داریم : غیبت صغری و غیبت کبری
غیبت صغری در حدود 60-70 سال طول کشید . امام 4 نایب داشتند و واسطه او بودند . نامه هایی که امام زمان میفرستادند هنوز وجود دارد . نایب چهارم وقتی که عمرش رو به پایان بود به او پیغام رسید که بعد از خودت دیگر کسی را معرفی نکن. امام در جواب اینکه تکلیف انسان ها چیست ، نامه دادند که : در حوادثی که واقع می شود باید به راویان احادیث ما مراجعه کنید . یعنی بعضی از این متخصصان در دین میشوند نایب امام زمان ، طبق حرفی که خود امام فرموده . امام در آخر حدیث میفرمایند : اینها حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر اینها هستم . یعنی یک نوع وصل به پروردگار . یعنی اگر ما یک فقیهی داشته باشیم که به خدا وصل نباشد نمیتواند جامعه را هدایت کند . پس هر عالمی نمیتواند این کار را انجام دهد . پس باید متصل باشد . اتصال به این معنا که باطنا متصل به امام باشد تا بتواند ما را گمراه نکند . پس در دوران غیبت هم باب تشریع باید باز باشد .
اگر تاریخ غیبت کبری را مطالعه کنیم متوجه خواهیم شد که به شکل های مختلفی ، علمایی که زمام شیعه را در دست میگرفتند معرفی میشدند . در ابتدای غیبت کبری شخصی به نام شیخ مفید که جز همین افراد بود . حتی امام به این شخض نامه مینویسد و او را برادر خطاب میکند چرا که مقام بالایی داشت و انسان بسیار عجیبی بود . در یکی از نامه های امام زمان میفرمایند که اگر ما شما را به حال خودتان رها میکردیم ، دشمنان شما را نابود میکردند . این هم دلیلی بر اینکه امام ما را رها نکرده اند و باب هدایت تشریعی بر ما باز است . اما در سبک زندگی و قوانین تشریعی ، ما دسترسی مستقیم به امام زمان نداریم . پس باید یک نفر مورد تأیید امام باشد که ما از او تبعیت کنیم . مثلا" امام علی به کمیل میفرماید : فرض کنیم در یک دورانی پیامبری نیست اما یک مؤمنی که بسیار باتقواست بین مردم قرار دارد . آیا مؤمن با تقوا مجازست که زمام جامعه را در دست بگیرد ؟! درست است که آدم خوبی است اما نمیتواند رهبر جامعه باشد ! سپس امام خودش جواب میدهد : ممکن نیست ! باید منصوب از سوی خدا باشد . پس ما نمیتوانیم رهبر بک جامعه اسلامی را انتخاب کنیم به میل خودمان . باید ببینیم آنچه که امام زمان مشخص کرده ، آن شخص کیست . حتی امام زمان هم در یکی از نامه هایی که جواب میدهند که مردم نمیتوانند رهبرشان را انتخاب کنند . میتوانند نپذیرند . مگر امام علی را در روز غدیر پیامبر نصبش نکرد ؟! پس اولا" نصب از سوی خدا بود . ثانیا" مردم نپذیرفتند . پس مردم میتوانند نصب الهی را نپذیرند . در واقعه غدیر نصب الهی نادیده گرفته شد و یک انتخابی اتفاق افتاد و کس دیگری جای نصب الهی را گرفت . اما آیا قابل قبول است ؟! خیر ! جامعه به گمراهی رفت . مصیبت های بسیاری برای جامعه اسلامی درست شد که هنوز هم ادامه دارد بخاطر اینکه مردم آنچه را نصب الهی بود نپذیرفتند . کتابی هست به نام اسرار آل محمد (ص) ، در زمان امام علی (ع) نوشته شد . داستانی که بعد از پیامبر اتفاق افتاد نگاشته شده . امام سجاد فرمودند : هرکس از شیعیان ما این کتاب را نداشته باشد ، چیزی از ولایت ما نزد او نیست . کاملا گفته شده که چگونه علی (ع) را کنار زدند و حکومت را در دست گرفتند . پس ولایت انتصابی است .
در طول غیبت کبری بدون آنکه انفصالی اتفاق بیفتد ، یک عالم شیعی زمام شیعه را بدست داشته و همه هم او را قبول میکردند و مردم تکلیفشان را از او میپرسیدند تا دوران خود ما . ولایت تشریعی در زمان ما و حتی در زمان اهل بیت ، همان بحث ولایت فقیهی است که میشناسیم . ولایت فقیه در زمان غیبت ، دریچه نجات ماست و هیچ راه دیگری برای هدایت وجود ندارد . حالا خواه کسی بپذیرد یا نپذیرد . بحث ، اعتقادی و معرفتی است . اما ما باید شبهات زیادی را باید پاسخ دهیم تا این بحث روشن تر شود .
بحث به گونه ای به افراد رسیده که همه فکر میکنند ولایت فقیه یک چیز جدیدی است و امام خمینی آن را درست کرده . خیر . این گونه نیست . ولایت فقیه یعنی فقیهی که زمام جامعه را به دست میگیرد و سرپرست جامعه است و حرف خودش را نمیزند . حرف اسلام را میزند . اگر چیزی را میگوید ، آن نظر اسلام است ، نه نظر خودش . در عصر حاضر این تنها راه نجات بشر است . قبل از امام خمینی ، آیت الله بروجردی ولی بوده و قبل از آن شیخ عبدالکریم حائری یزدی که مؤسس حوزه قم بوده و ... . اینها مفاهیمی است که اگر به عوام گفته شود باعث تعجب میشود ! شیعه در دوران غیبت ، طبق اطلاعات مراکز تحقیقاتی اسرائیل(!) ، 61 رهبر داشته است.
شیعه همیشه در ضعف بوده است . از زمان امام حسن به بعد که حکومت واگذار شد ، همیشه شیعه تحت تعقیب و فشار بوده و هیچ قدرتی نداشته . در دوران هایی هم که قیامی میکرد سرکوب میشد و در اقلیت بوده است . همین الآن هم در اقلیت است . اما با سیستمی که امام زمان طراحی کرده در این 1000 و چند سال در دنیا شیعه تأثیرگذار شده است .
البته این صحبت ها فراتر از مشکلاتی است که در جامعه است . مشکلات جامعه باید در جای خودش بررسی شود . یعنی کسی نمیتواند بگوید چون جامعه در مشکل است ، پس این حرف ها حق نیست . زمان پیامبر هم مشکل بوده و زمان امام هم مشکل بوده است . ما روی مبانی و چارچوب فکری بحث میکنیم .
۹۳/۱۱/۱۳ موافقین ۴ مخالفین ۰

نظرات  (۱)

۲۶ اسفند ۹۳ ، ۱۲:۰۲ علی پهلوانپور
خیلی ممنون که به من سر زدید

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">