جنبش

باید روزی بیاید که همه شمشیر‌ها قلم بشود...

جنبش

باید روزی بیاید که همه شمشیر‌ها قلم بشود...

جنبش

...تا وقتی که کامل نشدی هیچ وقت حال تو خوب نمی شود تازه وقتی هم که به کمال رسیدی باوجوداین همه نا عدالتی که می بینی حالت بدتر می شود، دنیا جای راحتی نیست باید کارکنید چه حال شما خوب باشد چه خوب نباشد.
تا امام حاکم نشود هیچ چیز درست نمی شود...
ع.ن

آخرین نظرات
نویسندگان

یاران عاشورایی

جمعه, ۲۳ آبان ۱۳۹۳، ۰۷:۴۹ ق.ظ

شما شاهد هستید که در ایام محرم زیر خیمه های سید الشهدا با هر نوع طرز تفکر و عقیده و گرایش فکری همه ی علاقمندان به حضرت جمع میشوند و با وجود داشتن سلایق مختلف متحدا" برای یک هدف واحد ابراز عشق و ارادت به سیدالشهدا عزاداری میکنند که این عزاداری اگر با معرفت و شناخت باشد اثرات زیادی را دارد. اگر هم با معرفت و شناخت نباشد انسان می آید و میرود و یک نسیم و یک عنایات گذرا را بدست می آورد و آنها را از دست میدهد.

مصیبت سیدالشهدا آنقدر بزرگ است که : فَمَا بَکَتْ عَلَیْهِمُ السَّمَاء وَالْأَرْضُ وَمَا کَانُوا مُنظَرِینَ . تمامی آسمان ها و زمین در مصیبت سیدالشهدا گریستند . و هرچیزی که در آسمان و زمین بود بر اساس شاکله طبیعی خودش بر حسین گریست . طبیعت ما انسان ها اینست که با گریستن و جاری شدن اشک ، گریه میکنیم . دل میسوزد و اشک جاری میشود . و طبیعت دیگر موجودات به صورت های مختلف است. جمادات ، نباتات ، جانداران و هر موجودی بین آسمان ها و زمین که خدا خلق کرده بر مصیبت سیدالشهدا عزادار بود و گریست.

و لذا این برمیگردد به همان عشق و محبت فطری موجودات و انسان ها نسبت به مصیبت حسین و علاقه و عشق به او.

میفرمایند : من کشته اشک ها هستم. کشته ی اشک ها برمیگردد به زمان هایی بسیار قبل از تولد ابی عبدالله ... یا در دوران طفولیت و خردسالی ابی عبدالله ... هنگامی که خلافت را از علی غصب میکنند ، علی را خانه نشین میکنند . دختر رسول خدا را به شهادت میرسانند و بر مسند مینشینند ، بسیاری از سنت های پیامبر را تدریجا تغییر میدهند و بسیاری از بدعت ها یعنی مسایلی در دین وجود نداشته ، آنها را در دین وارد کرده اند و سنخیتی با قرآن نداشته . این ها بدعت های ضاله و گمراه کننده هستند.

معاویه بن ابی سفیان میگوید که عمر بیش از 1000 باب بدعت در دین وارد کرد. یکی از این بدعت ها تغییر سنت رسول خدا بود. مبلغین واقعی سنت رسول خدا را به شیوه ای غیرملموس در مدینه محبوس کردند و اجازه هجرت و تبلیغ را به آنها نمیدادند تا در هنگام فتوحاتی که نصیب جهان اسلام میشد دین واقعی را تبلیغ کنند . و لذا تدریجا یک دین سرمایه داری ، یک دین رفاه طلبی ، یک دین تجملاتی ، یک دین خودمحوری به وجود آمد . لباسی از دین و محتوای آن تمام اموری که هیچ جایگاهی در دین نداشتند.

تا اینکه زمان به خلافت عثمان میرسد . عثمان به طور ظاهر شروع به مخالفت با احکام دین رسول خدا میکند . تمام کسانی که به جرم لواط ، زنا و شراب حد خورده بودند و از شهر اخراج و طرد شده بودند را برمیگرداند و تمام خزانه مسلمین را در اختیار اقوامش میگذارد . عثمان شیخ بنی امیه بود.

این اتفاقات افتاد تا اینکه سومین آنها یعنی عثمان به حکومت رسید و به همراه عثمان همه پسرعموها و اقوام و تمام فامیل به حکومت رسیدند . هرکسی که اندک نسبت آشنایی با او داشت به حکومت رسید.

مدیریت امور مردم را به بنی امیه دادند. شروع کردند به خوردن و غارت بیت المال همانگونه که شتر خوارخور علف بهاری را میبلعد و میمکد ! و تمام دوستان ، مفسرین قرآن و اصحاب خاص رسول خدا را میزنند ، منزوی میکنند مانند عبدالله بن مسعود ، مفسر قرآن ، که آنقدر ضرب و شتم میشود که دنده های این کاتب وحی میشکند ، فتقش پاره میشود و به شهادت میرسد. و عثمان چنان جنایت هایی کرد که مردم آشکارا بر علیه او شوریدند و او را به قتل رساندند و عامل تشویق مردم به قتل او ، عایشه بنت ابی بکر بود ، همسر پیغمبر ...  بسیار فصاحت و بلاغت خاصی داشت ، در فن بیان بدیل نداشت که میگویند به هر در بسته ای میرسید با زبان آنرا باز میکرد و هر در بازی را با زبان میبست . عبا و نعلین پیغمبر را بالای منبر برد و بالای دست گرفت و شروع کرد به ایراد خطبه :

ای مردم این عبای پیغمبر خداست ، هنوز کفن رسول خدا خشک نشده که عثمان دین او را تغییر داده . این کفتار پیر را بکشید که به خداوند کافر شده ...

عثمان محاصره شد با تحریک عایشه . از معاویه نیرو خواست . معاویه برایش نیرو نفرستاد . افرادی را در درون خانه اجیر کرد که عثمان را بکشند و خلافت مطلق به معاویه برسد. عثمان کشته شد.

وقتی که کشته شد با خود گفتند حالا بهترین موقع است... چه کسی عثمان را کشت ؟! علی ابن ابی الطالب ! در صورتی که تنها کسی که عثمان را یاری میکرد علی ابن ابی الطالب بود. آنقدر عثمان را یاری کرد که میفرماید : من دیگر مورد ظن و گمان بد مخالفین و مردم قرار گرفتم . دایما بین مردم و عثمان در تردد بودم ، او را نصیحت میکردم و نمیگذاشتم مردم به او آسیبی برسانند که باب خلیفه کشی باز نشود . حسن و حسین را در محاصره میفرستاد تا برای عثمان آب ببرند اما مروان و اطرافیان عثمان آب را در خانه پنهان میکردند خودشان میخوردند و به عثمان نمیدادند.

وقتی عثمان کشته شد آمدند یک هجمه تبلیغاتی وسیعی را راه انداختند و افکار عموم مردم را با شایعات و تبلیغات گسترده پختند و آماده کردند که علی ابن ابی الطالب عامل قتل عثمان بود که خودش به خلافت برسد. پیراهن دریده و خونی عثمان را میبرند به شام ...در مساجد اعلام میکردند که تمام مردم جمع بشوند ، زن و مرد ... وقتی تمام مردم جمع میشد ، یک نفر مصیبت میخواند ، مصیبت خلیفه مقتول ، مظلوم عثمان و پیراهن خونین عثمان را سر علم میکردند و همه های های گریه میکردند و شیون و زاری میکردند و همه سر به زمین میکوبیدند و گریه میکردند... ابتدا اینگونه خوب تبلیغ کردند ، بعد که مردم خوب تحریک شدند گفتند حالا چه کسی این را کشته ؟! علی ابن ابی الطالب . و شروع کردند یک جنگ سیاسی و نظامی بر ضد علی تدارک دیدند و همین اشک هایی که بر پای پیراهن عثمان ریخته شد باعث شد فرزندان ، دختران ، پسران خردسال ، کودکانی که در آن مجلس بودند کینه علی و آل علی را از آنجا به دل بکارند . و دعا میکردند نصیب ما کن که روزی انتقام خلیفه مظلوم رسول خدا را از قاتلینش ، از آل علی بگیریم. حتی برای مثال یک روز یک نفر آمد پیش امام جمعه شام و گفت که من نماز میخواندم ، یادم رفت توی قنوت نماز به علی لعنت بفرستم ! امام جماعت به او میگوید برو نمازت را قضا کن و مجددا در قنوت علی را لعن کن ! نماز بی لعن علی باطل است ... بعد از نماز تسبیح به دست میگرفتند و ختم لعنت به علی را اجرا میکردند. هرکس که به علی بیشتر لعنت میفرستاد عبادتش مقبول تر بود !!!

هنگامی که ابی عبدالله وارد صحرای کربلا میشود همان فرزندان که زیر علم عثمان گریه میکردند در مقابل حسین ایستادند . حالا ببینید با چه بغض و کینه ای مقابل حسین ایستادند .

داستان طفل 6 ماهه امام حسین را شنیده اید . امام حسین در مورد طفل 6 ماهه اش میفرماید : یتلظی . یتلظی را برای ماهی میگویند . هنگامی که یک ماهی را از آب میگیرند و در خشکی می اندازند ببینید چگونه دهانش باز و بسته میشود ... ابی عبدالله طفل 6 ماهه را بر سر دست میگیرد و جلوی سپاه می ایستد . میگوید : یا قوم ! نگاه کنید به این طفل ... چگونه مثل ماهی دهانش باز و بسته میشود و از تشنگی میخواهد بمیرد ... اگر فکر میکنید که من این را بهانه کردم ، بیایید این را بگیرید ، سیرابش کنید و به من برگردانید.

طفل 6 ماهه در هیچ قومی گناهی ندارد ... همهمه در بین سپاه عمر سعد می افتد . عده ای میگویند که آبش بدهید عده ای میگفتند ندهید . عمرسعد میبیند بین سپاه تفرقه افتاده و نزدیک است که شمشیر بکشند و باهم بجنگند و نزاع کنند . رو به حرمله میگوید : اقطع نزاع القوم ! ای حرمله به این نزاع خاتمه بده ! میگوید یا عمر! کدام را بزنم ؟! پدر را یا پسر را ؟! عمر میگوید : مگر نمیبینی سفیدی گلوی پسر را ؟!

آنجا آن فاجعه بوجود می آید که علی اصغر را ذبحش میکنند. یعنی طفل 6 ماهه با گردنی نازک که وقتی تیر میخورد گردن جدا میشود و از پوست آویزان میشود.

امام حسین بعد از هر اتفاقی شروع میکرد به اتمام حجت ، حتی بعد از شهادت حضرت علی اصغر. یعنی بعد از اینکه فرزند 6 ماهه اش نیز کشته شد دست بردار نبود. آمد در مقابل سپاه ... گفت ما را آواره کردید ، 26 هزار نامه دادید که هر نامه ای ده ها امضا داخلش بود . ما را دعوت کردید و مهمانانتان را اینگونه محاصره کردید و کشتید . همه اصحابم را کشتید . همه فرزندان و برادرزادگانم را کشتید . جگر گوشه های مرا کشتید . از حالا به بعد توبه کنید ... من شفاعت شما را نزد رسول خدا میکنم. ببینید چقدر مهربان است. میگوید : ای قوم فقط این را به من بگویید مگر من چه کردم . مگر من چه حلالی را حرام کردم؟! چه حرامی را حلال کردم ؟! کدام یکی از شما را من کشتم ؟! چه هتک حرمتی من کردم ؟! چه آیه از قرآن را ضایع کردم ؟! چه احکامی از احکام دین را من باطل و ضایع کردم ؟! فقط بگویید گناه من چیست ؟! من را هم میخواهید بعد از این قوم بکشید ، بکشید فقط این جمله را بگویید... برای چی دارید با من میجنگید ؟!

میدانید جواب آن قوم چه بود ؟! گفتند فقط به یک دلیل با تو جنگیدیم : بخاطر بغض و کینه ای که با پدرت علی ابن ابی الطالب داریم ... مرحوم علامه سید محمد جواد موسوی غروی میفرمایند : علی اصغر را حرمله نکشت . این اشتباهست که بگوییم حرمله علی اصغر را کشت و شمر حسین را کشت .

زینب می آید بالای سر برادر ، پیراهن چاک میدهد ، خاک برسر میریزد . میگوید یا محمدا ! صلی علیک ملیک السماء و الارض بأبی انت و امی . ای محمدا ! ای کسی که ملائک آسمان و زمین بر تو درود فرستاد . پدر و مادرم فدای تو ... سر برآر و ببین فرزندان تو را چگونه عریان کردند . ببین چگونه پاره های تنت را در خاک و خون غلتانیدند و کشتند . پدر و مادرم به شاه بی سپاهی ، شاه بی یاوری که یارانش را در روز دوشنبه به غارت بردند . برمیگردد به 50 سال پیش . یعنی حسین ابن علی در کربلا کشته نشد . حسین بن علی 51 سال پیش در روز ثقیفه در روز دوشنبه کشته شد. زمانی که عمر و ابوبکر خلافت را از علی گرفتند . پدر و مادرم به فدای کسی که خانواده اش در روز دوشنبه اسارت برده شد . یعنی خانواده علی را آن زمان اسیر کردند. حسین را آنجا کشتند و الآن ظهور کرده آن جنایت.

علامه کمپانی این را میگوید که علی اصغر را حرمله نکشت . فما رماه اذ رماه حرمله و انما رماه من مهد له .

هنگامی که اعلام کردند همه آماده بشوید به سمت کربلا بروید ؛ حرمله ی تیرانداز ، ماهرترین تیر انداز عرب ، که آهنگر بود ؛ در دکانش را بست و با 3 تیر به کربلا آمد . یکی از آن تیرها را به طرف علی اصغر انداخت . این تیر را حرمله رها نکرد! این است و جز این نیست که کسی تیر را به گلوی علی اصغر پرتاب کرد که زمینه حضور و ظهور حرمله ها را فراهم کرد ، زمینه ظهور یک زنازادگانی مثل حرمله و شمر و خولی و آن کسانی که این جنایت را مرتکب شدند را فراهم کرد . حرمله کاره ای نبود . زمینه چینی اش را آن ها کردند که خلافت را بعد از پیامبر از علی گرفتند و برای حاکمیت تمام اموال علی و فاطمه را مصادره کردند که خلع سلاح اقتصادی شوند.

فساد های جنسی اشکالی نداشت . آن ها را میبخشیدند اما ازدواج موقتی که رسول خدا فرموده بودند اگر انجام میشد هیچ فحشایی در امت من صورت نمیگرفت را حرام میکردند و هرکس انجام میداد او را حد شرعی میزدند. تا جایی که یک فردی را به جرم ازدواج موقت گرفتند قرار بود اعدامش کنند . به او گفتند نگو ازدواج موقت کردم . بگو زنا کردم اشتباه کردم . بعد که گفت زنا کردم اشتباه کردم او را بخشیند . ببینید چه جنایت کارانی بودند. بوسیله این توسعه فساد و فحشا زنازادگان زیاد شدند.

بعد از اینکه حسین بن علی به شهادت رسید اعلام کردند داوطلبان بیایند و بدن حسین را لگدمال اسبان کنند. آمدند نعل تازه زدند به اسبان جوان و روی بدن سیدالشهدا تاختند. به گونه ای که استخوان های سینه و کمر حضرت را یکی کردند .

 شجره نامه این 7 نفر را درآوردند . این 7 نفر در شهر معروف بودند. مادران این ها کسانی بودند که در شهر به هرزگی مشهور بودند . هیچکدامشان پدر نداشتند. 7نفر حرامزاده سوار بر اسب میشوند و نعل تازه میزنند به اسب های جوان و بر بدن سیدالشهدا میتازند.

پس زمینه ظهور این حرامزاده ها کسانی بودند که آن بستر را مهیا کردند .  سهم اتی من جانب السقیفه و قوسه علی ید الخلیفه . این کمانی که در دست حرمله بود ، تیرش 51 سال پیش از ثقیفه شلیک شد .

در زیارت عاشورا میخوانیم : و لعن الله الممهدین لهم بالتمکین من قتالکم . خدا لعنت کند آنهایی که زمینه قتال شما را فراهم کردند . این بستر را در اجتماع فراهم کردند تا مردم با این جسارت بخواهند بیایند از اولاد رسول خدا انتقام بگیرند . از نظر فرهنگی جامعه ای را به گونه ساختند که این افراد ظهور کردند و شقاوت یک ارزش شد.

حالا سیدالشهدا به شهادت رسید و رفت . 1400 سال پیش بود ... دوباره سیدالشهدای دیگری میخواهد بیاید. مسلم بن عقیلی را دوباره فرستاده به نام حکومت اسلامی... 

حالا سیدالشهدا به شهادت رسید و رفت . 1400 سال پیش بود ... دوباره سیدالشهدای دیگری میخواهد بیاید. مسلم بن عقیلی را دوباره فرستاده به نام حکومت اسلامی...

... جوان ها با یک اشاره خودشان را روی میدان های مین قربانی میکردند . این بدن ها روی مین پل ایجاد میکرد که رزمندگان از روی بدن هم رزمانشان بروند و به دشمن برسند . رزمندگانی که روی سیم خاردار های حلقوی که برق به آنها وصل شده بود می افتادند ، به شهادت میرسیدند که دیگران از جنازه آنها بگذرند . آیا عاشورایی تر از اینها وجود دارد ؟! مرحوم شهید میثمی قسم خورد : به یقین میتوانم بگویم کسانی که در جزیره مجنون ایستادند اگر در عاشورا بودند صف اول مقدم سپاهیان حسین ابن علی بودند . اگر در کربلا بودند همه عاشورایی بودند و در صف مقدم بودند . جنگ شوخی نبود که یگوییم از دور جنگی شد و 300هزار جوان شهید شدند . بالاترین مضامین و مصداق ها و جلوه های عشق و عرفان در جنگ ظهور پیدا کرد به گونه ای که بسیاری از عرفا در مقابل این عرفان رزمندگان اظهار عجز میکنند . خیلی ها در جنگ به تجلی رسیدند ، به مقام حقیقت رسیدند . به مقامات کشف و شهود رسیدند . جنگ رد و بدل کردن تیر و خمپاره نبود ، تجلی و ظهور دو دیدگاه بود : کفر و اسلام ناب ، اسلام محض . کسی میتواند به استقبال شهادت برسد که به نهایت یقین رسیده باشد .

در عملیات فتح المبین یک کانالی بود به نام کانال پیروزی . بچه های لشکر امام حسن خوزستان از آن گذشتند . یک کانالی از زیر زمین زدند که پشت سر عراقی ها دربیایند . منطقه ای بود که به هیچ وجه قابل پیشروی نبود . بک کیلومتر میدان مین ، وجب به وجب پدافند ضدهوایی نصب کرده بودند و باران خمپاره . شیب داشت به گونه ای که کسی نمیتوانست اصلا سر بلند کند . عراقی ها به طور کامل مسلط بودند و صدام میگفت اگر خاکریز هندلی در آن منطقه در دشت آزادگان را ، ایرانی ها فتح کنند من کلید فتح تمام این منطقه و بصره را به ایرانی ها میدهم . بدون اینکه کسی متوجه شود در استتار کامل ، یک کانالی از زیر زمین زدند با ارتفاع 2 و نیم متر و عرض حدود 1متر تا پشت سر دشمن . معادلات اشتباه درآمد و در شب عملیات 30-40 متر جلوی خاکریز دشمن درآمدند . وقتی بالا را با دینامیت منفجر کردند ، گردان های خط شکن که خواستند بروند نیروهای اطلاعات شناسایی کردند که ما جلوی خاکریز دشمنیم . اعلام کردند که ما 30-90 نفر فدایی میخواهیم . اگر عملیات نیم ساعت تأخیر بیفتد هم شکست میخوریم و هم بقیه محورها قتل عام میشوند . به جای این 30-90 نفر ، دو گردان با گریه داوطلب شدند . شب تاریک و هوای سرد و یخبندان و سرمای سوزان جنوب که آنقدر دست سرد و منجمد میشد که نمیتوانستید قبضه اسلحه را بگیرید و ماشه را بچکانید . کسانی که میخواستند بروند روی میدان مین در آن شب تاریک نه خودنمایی بود و نه دوربین عکاسی وجود داشت ...

من با مرگ به جاودانگی میرسم ولی مرگ از من چه میگیرد ؟! یک لباس کهنه رنگارنگ ، یک بدنی که هرچند سال تغییر هویت میدهد و پیر و فرسوده میشود. و در پایان به گونه ای این بدن فرسوده و متلاشی میشود که نزدیکان انسان هم از انسان دوری میکنند. این یک دیدگاه عاشورایی است . انسان باید به این درجه از یقین برسد . باید این زمینه را فراهم کرد برای ظهور امام زمان . آیا تو به این درجه از یقین رسیده ای که اگر امام زمان بیاید ، قید مقام را بزنی ، قید مسئولیت را بزنی ، قید این پولهایی که از حلال و حرام جمع کرده ای بزنی ، قید فرزندان و همسر و دیگر تعلقاتی که به آن دل بسته ای و مریدش شده ای بزنی و با پای برهنه روی میدان های مینی که در مقابل امام زمان نصب است بروی؟!
پس امروزه ما زمینه ساز ظهور امام زمان ایم . کسی که امروز با اخلاص ، با شجاعت و تقوا زمینه های ظهور امام زمان را فراهم کند مقام او از یاران نزدیک امام زمان که در خیمه امام زمان در کنار او نشسته اند نزد خدا بالاتر است . این روایت و حدیث مسلّم است . مقام او از شهدای جنگ تحمیلی که آنگونه در فکه و شلمچه و ... جنگیدند ، بیشتر نباشد کمتر نیست . امروز من و شما زمینه ساز ظهور امام زمانیم . کمااینکه دجالان زیادی هم دارند زمینه سازی میکنند که حرام زادگانی را تربیت کنند که قاتلین امام زمان باشند . بجنگ تا بجنگیم ! بگرد تا بگردیم !

امروز اگر من و شما دست روی دست بگذاریم آن ها جامعه را تبدیل به یک مرکز فساد و فحشای عمومی میکنند . حیا و عفت را از زنان ما میگیرند . غیرت را از مردان ما میگیرند . اما اگر من و شما امروز بجنگیم با چنگ و دندان ، محافل علمی ، محافل پژوهشی ، محافل فرهنگی را تقویت بکنیم زمینه های ظهور امام زمان فراهم میشود . عاشوراییانی را ما تعلیم و تربیت بدهیم که فردا اگر خودشان حضرت را درک نکردند ، فرزندانی حلال زاده و شیرپاک خورده وارد میدان بشوند و از امام زمان دفاع کنند . پدران ما که آیت الله نبودند . کارگران زحمت کشی بودند که در گرمای 40-50 درجه جنوب کار میکردند و عرق میریختند . از نسل آن کارگران بیسواد و زحمت کش و عرق ریز یک نسل عاشورایی تحویل انقلاب شد و همه در رکاب امام جنگیدند . اما با این حرامخوارگی که در بین مسئولین ، مردم ، بازاری ها ، بانکی ها رایج شده ؛ آیا انسان عاشورایی بوجود می آید؟! در بین زنانی که بی حیا و بی عفت در مجالس مختلط شرکت میکنند و چادر را نشانه عقب افتادگی میبینند و دست دخترشان را میگیرند و توی مجالس فساد میبرند . آیا از این ها عاشورایی بوجود می آید ؟! یا پیروان دجال ؟! امروز من و شما سر دوراهی هستیم . در درون من و شما یک مهدی وجود دارد و یک دجال . بکش دجال خود را ، مهدی خویشی ... اگر توانستید دجال درونیت را بکشی امام زمان تو هستی . امام زمان در وجود تو ظهور میکند . امام زمان باید در وجودت ظهور کند نه در کره خاکی و شهر و دیار تو . اگر امام زمان بیاید در مجلس ، در کنار او بنشینی و وجودت مهدوی نباشد هیچ فایده ای ندارد . میشوی مثل آن ملعون هایی که پشت سر پیغمبر نماز میخواندند . باید اول مهدی در وجودت ظهور کند سپس تو خواننده ی مهدی بشوی که او را بخوانی و دعوت کنی و به امید تو یقین کند و بیاید . او ما را میشناسد بهتر از مادران ما ، ما را میشناسد . مهدی تک تک مارا میشناسد و اسم تمام اجداد ما را بلد است . تمام خصوصیات اخلاقی ما را میداند بهتر از ما . به همه اندیشه ها و افکار و تخیلات و اوقات و اوهام ما احاطه دارد . میداند که باید به چه کسی جواب بدهد و به چه کسی امید ببندد و کجا بیاید و کجا نیاید . میداند این مجالس و محافل ما پر از دروغ و تزویر و نیرنگ و چشم وهم چشمی و رقابت و باند بازی و هیئت بازیست . پشیزی به این مجالس ارزش قائل نخواهد شد . امام زمان به دنبال یک جو غیرت است . غیرت داری مهدوی هستی . نداری ، اگر آیت الله زاده هم باشی ، دجال و ابن دجال و امثال دجالی . حسین اگر کشته شد برای اینکه در جامعه غیرت وجود نداشت . امام زمان از تو غیرت میخواهد . زمانی که امام خمینی ظهور کرد ، جنگ شروع شد ، فکر میکنید تمام رزمندگان آیت الله زاده بودند ، نماز شب خوان بودند ؟! خیر ! این ها همه دروغ است ! تمام این وصیت نامه ها ، زندگی نامه ها که مینویسند همه کپی برداریست . یک چیز تکراری ست . فلانی در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد ! از کودکی عاشق قرآن و اهل بیت بود ! از کودکی نمازش را اول وقت میخواند ! و بعد هم مخلصانه به شهادت رسید ! پس معجزه امام چه بود ؟! معجزه انقلاب چه بود ؟! آمد یک مشت امام زاده را شهید کرد ؟! خیر! بسیاری از شهدای ما همین الوات های توی خیابان بودند! بچه هایی بودند که تا قبل از آن نمیدانستند نماز چیست ، دین چیست ! غیرت و مردانگی داشتند . وقتی که وطنشان ، دینشان ، ناموسشان ، انقلابشان را در خطر دیدند دست از هر شرارتی کشیدند ، آمدند مردانه جنگیدند ، نمازخوان شدند ، مردانه مؤمن شدند ایمان آوردند و شهید شدند .

یکی از سرلشکران سپاه وقتی به شهادت میرسد قبلش وصیت میکند من را درمقابل چشم هیچکس غسل ندهید . هیچ کس بر بالای بدن من در غسالخانه حاضر نشود . بعد میبینند که تمام بدنش جای خالکوبی و چاقو بوده!

یکی دیگر از شهدا وصیت میکند من امیدوارم که بدن سالم من به دست کسی نرسد . بدنم در آماج خمپاره ها تکه تکه شود و نمیخواهم کسی بدن مرا ببیند . تمام بدنش جای چاقو و خالکوبی بوده!

این ها بودند سرداران فاتح جنگ! این ها غیرت داشتند ، مرد بودند ! نه آن نمازشب خوان هایی که فس فس میکردند و تسبیح به دست ، انگشتر عقیق به انگشت ، دکمه ها را تا گلوبسته و در میدان های جنگ میگریختند و پشت میزها مینشستند . امروز هم ، همگی شدند میراث خور شهدا . یک مشت افراد ترسو ، بزدل ، منفعل و منزوی !

جنگ زد نعره ولی پنجره ها را بستید                        به غنائم که رسیدیم به ما پیوستید

از این افراد خیلی زیاد است . امام خمینی آمد انقلاب کرد . انقلاب ما انفجار نور بود . شهید دستغیب گفت من بشارت میدهم ظهور امام زمان را که جوان ها از رقاص خوانه ها ، از کاباره ها و از سینماها به مسجد سرازیر شدند و از مساجد به جبهه . این انقلاب بود .

در تاریخ هم همینگونه بوده . کسانی که پشت امامان ما را شکستند اهل تظاهر به دین بودند . اهل تظاهر به علم بودند . همانگونه که امام جوانان عاشورایی را خرید و روانه میدان شهادت کرد تا زمینه ظهور امام زمان فراهم بشود ؛ من و شما باید دجال خودمان را بکشیم تا مهدی در درون ما ظهور کند. در غیراینصورت هیچ گونه از این مجالس ما فایده نخواهد داشت و ما بهره ای از دیدار ، ملاقات ، عنایات و نظر امام زمان نخواهیم برد.

پروردگارا به همه ما غیرت حسینی ، غیرت ابوالفضلی ، روح عاشورایی عنایت بفرما...


۹۳/۰۸/۲۳ موافقین ۳ مخالفین ۰

نظرات  (۳)

سلام برادر گرامی با افتخار لینک شدید.
پاسخ:
سلام علیکم ... همچنین شما ...
پروردگارا به همه ما غیرت حسینی ، غیرت ابوالفضلی ، روح عاشورایی عنایت بفرما... آمین...
A piece of eriutdion unlike any other!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">